لقاح مصنوعی
موضوع قیمومت و حضانت و دیگر آثار حقوقی کودک آزمایشگاهی یکی از مسائل پیچیده و مورد بحث در حقوق خصوصی است که به ویژه در روزهای اخیر با پیشرفتهای علمی و فناوری، به شدت به طور گسترده مورد توجه قرار گرفته است.
قیمومت کودک آزمایشگاهی به معنای تعیین وضعیت حقوقی و قانونی کودکی است که از فرایند لقاح مصنوعی تولید شده است، مانند کودکانی که به کمک تکنیکهای باروری مصنوعی، از طریق اسپرم، تخمک یا جنین اهدایی و استفاده از مادر جانشین به دنیا آمدهاند.
مسائلی که در این زمینه مطرح میشود، شامل تعیین وضعیت حقوقی و قانونی کودک، مشخص شدن پدر و مادر حقیقی و حقوقی، مسئولیتهای والدین، حقوق و تعهدات حضانت، و قوانین مرتبط با میراث و وصیتنامهها میشود.
این موضوعات نیازمند بررسی دقیق و تنظیم قوانین و مقررات متناسب با این تحولات علمی و فناوری است تا به حقوق و تضمینات کودکان در این شرایط ویژه توجه لازم رسیده و حقوق آنها حفظ شود.
لقاح مصنوعی در قانون ایران
قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور در جمهوری اسلامی ایران که در سال ۱۳۸۲ تصویب شد، به تعیین روش اهدای جنین به زوجین نابارور میپردازد.
این قانون تنها به بررسی یکی از روشهای موجود برای اهدای جنین به صراحت میپردازد و به مواردی مانند اهدای اسپرم، اهدای تخمک، و رحم جایگزین اشارهای ندارد.
این امر باعث میشود که قانون مربوطه نقاط ضعفی داشته باشد و در مقایسه با قوانین مشابه در کشورهای دیگر، ناکامیهایی دارا باشد.
در کشورهایی مانند فرانسه، قوانین مربوط به تلقیح مصنوعی و اهدای جنین به زوجین نابارور، به صورت جامعتر و کاملتری تنظیم شدهاند و به انواع مختلف اهدای جنین و اسپرم، تخمک و رحم جایگزین پرداخته شده است.
این کشورها به دقت به جوانب حقوقی، اخلاقی، و پزشکی مرتبط با این مسائل توجه کرده و قوانین مناسبی را در این زمینه تدوین کردهاند.
طفل ناشی از اسپرم و تخمک زوجین
در روشهای مصنوعی تلقیح جنین، مانند تلقیح مصنوعی بوسیله تزریق نطفه شوهر، ترکیب اسپرم شوهر و تخمک زن خارج از بدن زن صورت میگیرد، زیرا به علت وجود امراض یا عیوبی از طریق مجرای تولید امکان ندارد.
این روشها در داخل دستگاههای پزشکی و آزمایشگاهی انجام میشوند و سپس جنین در داخل رحم کاشته میشود و رشد میکند تا به صورت نوزادی درآید.
از منظر حقوقی در قانون ایران، انجام تلقیح مصنوعی بوسیله تزریق نطفه شوهر به همسر قانونی او، مشروع و جایز است.
این عمل به عنوان اصاله الاباحه محسوب میشود و در این خصوص هیچگونه ابهامی وجود ندارد. بنابراین، طفل متولد شده از این روش نیز قانونی و مشروع بوده و تمامی حقوق و آثار حاصل از این نزدیکی مصنوعی بین زن و شوهر بر طفل متولد شده اعمال میشود.
نسب طفل
نسبت طفل ناشی از تلقیح مصنوعی به پدر و مادرش در قانون و شریعت معتبر است و تمامی حقوق و آثار نسبتی قانونی و شرعی بر او اعمال میشود.
مواد مربوط به نسب در قانون مدنی، مانند مواد ۱۱۵۸ و ۱۱۵۹، نزدیکی و مواقعه را بیان کردهاند، زیرا راه طبیعی انعقاد نطفه نیز نزدیکی است.
در نتیجه، برای تشخیص نسبت قانونی و شرعی، فقط مواقعه و نزدیکی تنها معیار قابل قبول نیست و به مشاهده عوامل دیگر نیز نیاز است.
اغلب فقها و حقوقدانان معاصر این موضوع را جایز میدانند و تنها گروه کمی از فقها به عدم جواز آن اعتراض دارند.
از نظر حکم وضعی، اکثر حقوقدانان و فقها نسبت این طفل را صحیح میدانند و آن را به زوجین ملحق میدانند. با این حال، همواره باید از کارها و اعمالی که خلاف ضوابط شرعی و عفت خانواده باشند، جلوگیری شود.
دکتر ناصر کاتوزیان به این باور بودند که در تلقیح مصنوعی، رابطه زوجیت بین زن و مردی که پدر و مادر طفل هستند، وجود دارد.
زیرا طفل از ترکیب نطفههای این دو فرد ایجاد میشود، بنابراین وسیله امتزاج باید از یاد برود و با توجه به این شرایط، نسبت طفل به زوجین مشروع است. همچنین، انتساب طفل به مادر نیز قابل شکی نیست.
اما دکتر امامی باور دارد که طفلی که از اسپرم شوهر به دنیا آمده است، قانونی است و نزدیکی تاثیری در نسبت قانونی طفل ندارد.
بنابراین، به نظر میرسد که اصولاً طفل حاصل از تلقیح مصنوعی به مادر طبیعی خود نیز ملحق میشود، زیرا در رحم زن ملقوحه تکون یافته و رشد نموده و مادر به او اطلاق میشود.
دلیل شرعی و قانونی برای عدم الحاق طفل به زن ملقوحه وجود ندارد؛ زیرا آنچه که نفی ولد میکند به ولد زنا مختص است و طفل حاصل از تلقیح مصنوعی، به عنوان ولد زنا محسوب نمیشود.
عموم آیه شریفه “ان امهاتهم الا الئی ولدنهم” (سوره مجادله، آیه ۲) دلالت دارد که طفلی که در رحم زن رشد میکند، به مادرش ملحق و زن مادر آن طفل محسوب میشود.
بنابراین، طفل حاصل از لقاح مصنوعی نیز به مادر طبیعی خود ملحق میشود و بین او و مادر و خویشاوندان مادری او توارث برقرار خواهد شد. برخی از فقها نیز به این مسئله فتوی دادهاند.
جهت آشنایی با تمام مراحل قانونی نسب طفل حاصل از لقاح مصنوعی با گروه وکلای ناب تماس بگیرید.
021-66435446 و 66431347-021 و 09120717639
ارث طفل
ماده ۸۶۱ قانون مدنی تأکید میکند که موجبات ارث دو عنصر است: نسب و سبب.
نسب یکی از موارد تحقق توارث است و طفلی که نسب مشروع دارد، ارث از اقوام میبرد و از او هم ارث برده میشود به شرط تحقق موجبات ارث.
شرط وراثت در ماده ۸۷۵ قانون مدنی ذکر شده و آن عبارت از این است که در حین فوت مورث، وارث زنده باشد و اگر حامله باشد، نطفه او حین الموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود؛ اگرچه فوراً پس از تولد بمیرد.
ماده ۸۷۵ قانون مدنی مشخص میکند که شرط وراثت زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر حامله باشد، در صورتی ارث میبرد که نطفه او حینالموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود، حتی اگر فوراً پس از تولد بمیرد.
در مورد تلقیح مصنوعی، اگر اسپرم شوهر قبل از فوت با تخمک زن ترکیب و نطفه تشکیل شود و زنده هم متولد گردد، فرزند حاصل از این تلقیح همچون فرزند حاصل از نزدیکی طبیعی ارث میبرد.
اما اگر بعد از فوت شوهر نطفه تشکیل شود، در این صورت فرزند حاصل از لقاح مصنوعی از پدر خود ارث نخواهد برد.
نفقه طفل ناشی از لقاح مصنوعی
طبق ماده ۱۱۹۶ قانون مدنی، فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یکدیگرند. بنابراین، فرزند ناشی از لقاح مصنوعی با اسپرم شوهر، همچون فرزند ناشی از نزدیکی زوجین، شرایط داشتن حق نفقه را دارد.
همچنین، در مورد سایر روابط مالی مانند هزینههای آموزش و پرورش، حضانت، و تربیت کودک، این طفل باید در این موارد نیز تامین شود و هزینهها در صورت حیات پدر بر عهده او و در صورت فوت پدر بر عهده جد پدری اوست.
تزریق اسپرم مرد بیگانه
در مورد تزریق اسپرم مرد بیگانه، بین حقوقدانان، به ویژه فقهاء، اختلاف نظر وجود دارد.
برخی از حقوقدانان معتقدند که تنها طفل ناشی از زنا نسب نامشروع داشته و بر اساس آن، نسب ناشی از لقاح مصنوعی بین دو بیگانه را مشروع نمیدانند.
اما دکتر ناصر کاتوزیان به عقیده دیگری بوده اند: “پذیرفتن این نظر در حقوق کنونی امکان ندارد و باید از آن چشم پوشید.
از نظر اخلاقی نیز، رواج بچهدار شدن از طریق لقاح مصنوعی، خانواده و تمام سنتهای اخلاقی وابسته به آن را بیهوده میکند.”
به علاوه، در حقوق مدنی ایران، با ملاحظه آنکه تنها طفل حاصل از زنا به زانیه ملحق نمیشود (ماده ۱۱۶۷ قانون مدنی)، انتساب طفل حاصل از لقاح مصنوعی به مادر طبیعی خود، منع قانونی ندارد.
اهدای تخمک
در مورد لقاح اسپرم یک مرد با تخمک متعلق به زن بیگانه و وارد کردن آن به تخمک در صورت ناتوانی اسپرم، در نصوص فقهی مخالفت صریحی وجود ندارد و برخی از فقها بر جواز آن نیز تصریح کردهاند.
بنا بر ماده یک قانون اهدای جنین، تمامی مراکز تخصصی ناباروری مجاز خواهند بود با رعایت ضوابط شرعی و شرایط مندرج در آن قانون نسبت به انتقال جنینهای حاصله از تلقیح خارج از رحم زوجهای قانونی و شرعی و پس از موافقت کتبی زوجین صاحب جنین به رحم زنانی که پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشکی ناباروری آنها (هریک یا هردو) به اثبات رسیده اقدام نمایند.
اما هنوز مقررات جامعی در این زمینه وجود ندارد.
در مورد وراثت، مسئله این است که آیا طفل دقیقاً به صاحب نطفه ملحق میشود یا اهداکننده تخمک، که همچنین مورد اختلاف قرار دارد.
همچنین، قیمتگذاری برای این خدمات بهداشتی نیز یک مسئله است که نیازمند قانون جامعی در این زمینه است.
انتقال زایگوت
انتقال زایگوت یک روش مشابه آیویاف است با این تفاوت که پس از جمعآوری اسپرم و تخمک، عمل تزریق اسپرم به داخل تخمک در آزمایشگاه جنینشناسی انجام میشود و زایگوتهای حاصل (تخمکهای لقاحیافته) به وسیله لاپاروسکوپی به لولههای رحمی زن منتقل میشوند.
این عمل میتواند بلافاصله پس از انجام لقاح تا ۲۴ ساعت انجام شود. در این مورد، مقررات خاصی پیشبینی نشده است که در نتیجه، نیاز است که با کمک یک وکیل به آن پرداخته شود.
اهدای جنین یا آی وی اف
در روش اهدای جنین یا آیویاف، زوجین بیمار از جنین حاصل از اسپرم و تخمک زوج دیگری که بینشان رابطه زوجیت وجود دارد، در محیط آزمایشگاه استفاده میکنند و جنین اهدایی به رحم زوجه منتقل میشود.
بنابراین، اهدای جنین یک شیوه درمانی برای نازایی است که بر اساس آن، اسپرم مرد و تخمک زن گرفته شده و در محیط آزمایشگاه در نزدیکی یکدیگر قرار داده میشوند تا پس از لقاح و تقسیمات اولیه و حداکثر تا چهار روز از زمان لقاح، به رحم زن متقاضی منتقل شود.
در روش آی وی اف، پس از تشکیل زایگوت، آن در آزمایشگاه پرورش داده شده و ۳ تا 5 روز بعد در داخل رحم قرار داده میشود. اما در انتقال زایگوت، جنین در مرحله زایگوت ظرف ۲۴ ساعت در داخل لوله رحم قرار داده میشود.
بنا به ماده یک قانون نحوه اهدای جنین به زوجین، مصوب ۱۳۸۲/۴/۲۹، کلیه مراکز تخصصی درمان ناباروری ذیصلاح مجازند با رعایت ضوابط شرعی و شرایط مندرج در این قانون، اقدام به انتقال جنینهای حاصله از تلقیح خارج از رحم زوجهای قانونی و شرعی پس از موافقت کتبی زوجین صاحب جنین به رحم زنانی که پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشکی ناباروری آنها (هر یک به تنهایی یا هر دو) به اثبات رسیده است، اقدام نمایند.
شرایط آی وی اف
بنا به ماده ۲ قانون نحوه اهدای جنین، تقاضای دریافت جنین اهدایی باید مشترکاً از طرف زن و شوهر تنظیم و تسلیم دادگاه شود و دادگاه، در صورت احراز شرایط زیر، مجوز دریافت جنین را صادر میکند:
زوجین بر اساس گواهی معتبر پزشکی، امکان بچهدار شدن را ندارند و زن امکان دریافت جنین را داشته باشد.
زوجین باید دارای صلاحیت اخلاقی باشند.
هیچ یک از زوجین نباید محجور باشند.
هیچ یک از زوجین نباید مبتلا به بیماریهای صعبالعلاج باشند.
هیچ یک از زوجین نباید معتاد به مواد مخدر باشند.
زوجین باید تابعیت جمهوری اسلامی ایران را داشته باشند.
بنابراین، پذیرش اهدای جنین تنها زیر نظر تلقیح خارج از رحمی گامت زوجین اهداکنندهای است که بین آنها علقه زوجیت شرعی و قانونی وجود داشته باشد.
همچنین، زوجین اهداکننده باید اراده خود را نسبت به اهدای جنین به صورت کتبی اعلام کنند تا در خصوص رضایت و موافقت آنها با انجام این عمل ابهامی وجود نداشته باشد.
با توجه به پیشنهاد هیئت وزیران و تصویب آن در جلسه مورخ ۱۹/۱۲/۱۳۸۳ وزارتخانههای مشترک (شماره ۶۹۷۷۳ مورخ ۱۰/۵/۱۳۸۳) بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دادگستری، و به استناد ماده ۵ قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور مصوب ۱۳۸۲، آئیننامه اجرایی آن تصویب شده است.
تعریف اهدای جنین در قانون
منظور از اهدای جنین در قانون، واگذاری داوطلبانه و رایگان یک یا چند جنین از زوجهای واجد شرایط مقرر در قانون و آئیننامه قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور مصوب ۱۳۸۲ به مراکز مجاز تخصصی درمان ناباروری برای انتقال به زوجهای متقاضی دارای شرایط مندرج در قانون است.
بر طبق ماده ۲ آییننامه، زوجهای اهداکننده باید دارای شرایط زیر باشند:
علقه و رابطه زوجیت قانونی و شرعی
سلامت متعارف جسمی و روانی و ضریب هوشی مناسب
عدم اعتیاد به مواد اعتیادآور و روانگردان
عدم مبتلا شدن به بیماریهای صعبالعلاج نظیر ایدز، هپاتیت و…
تبصره: مراکز مجاز تخصصی درمان ناباروری مکلفند قبل از دریافت جنین از اهداکنندگان، وجود شرایط مذکور در این ماده را احراز نمایند.
ماده ۳ آییننامه مقرر میدارد: «اهدای جنین باید با موافقت و رضایت کتبی زوجهای اهداکننده و در مراکز مجاز تخصصی درمان ناباروری، با احراز هویت آنان و به صورت کاملا محرمانه انجام گیرد.»
ماده ۴ آییننامه مقرر میدارد: «زوجهای متقاضی جنین اهدایی باید واجد شرایط مقرر در ماده ۲ قانون باشند.»
ماده ۵ آییننامه: «رسیدگی به درخواست بررسی صلاحیت زوجین متقاضی در محاکم خانواده و دریافت جنین اهدایی در دادگاه صالح و خارج از نوبت و بدون رعایت تشریفات آئین دادرسی مدنی به عمل میآید. صدور حکم به رد درخواست و عدم تایید صلاحیت زوجین قابل تجدیدنظر است.»
گروه وکلای ناب با بهره مندی از بهترین وکلای حقوقی آماده ارائه مشاوره به شما در این زمینه اهدای جنین می باشد.
021-66435446 و 66431347-021 و 09120717639
رحم اجاره ای
در این روش، که به عنوان “رحم اجارهای” شناخته میشود، جنین حاصل از سلولهای جنسی زوجین در رحم زن ثالثی پرورش مییابد و پس از وضع حمل به زوجین برگردانده میشود.
در نظام حقوقی ایران، هنوز قانونی در مورد رحم جایگزین و ماهیت آن تصویب نشده است. برای تعیین وضعیت حقوقی چنین قراردادهایی، از اصول حقوقی و قوانین مرتبط مانند قانون نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور باید استفاده شود.
موضوع این قرارداد شامل تعهد مادر جانشین به حمل کودک به نفع زوجین متقاضی و تسلیم طفل به آنها است.
این قرارداد ممکن است در قبال عوض و دریافت وجه صورت گیرد یا به صورت غیرمعوض و مجانی و با انگیزههای انسانی، مانند محبت و دلسوزی از سوی نزدیکان زوج نابارور صورت بگیرد.
مجموع خصوصیات فوقالذکر، این قرارداد را در زمره قراردادهای ماده ۱۰ قانون مدنی که اصل آزادی اراده در عقود را بیان میکند، قرار میدهد.
این ماده بیان میدارد: “قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نمودهاند، در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد، نافذ است.”
تا کنون، قانونگذار مقررات صریحی مبنی بر ممنوعیت انعقاد قراردادهای رحم جایگزین تصویب نکرده است؛ بنابراین، در صورت فراهم بودن شرایطی که ذکر کردید، قراردادهایی که بین طرفین منعقد میشوند، لازمالاتباع است.
دکتر ناصر کاتوزیان با این استدلال که تن آدمی نمیتواند موضوع قرارداد واقع شود، با این مسئله مخالفت میکند و نهاد فرزندخواندگی را راهحل مناسب برای زوجین نابارور میداند.
رحم اجاره نسب طفل ناشی از رحم اجارهای
در واقعیت، در رحم اجارهای، اسپرم پدر با تخمک مادر در محیط آزمایشگاهی لقاح داده میشود و جنین حاصله در رحم زنی که قابلیت بچهدار شدن را دارد، جایگزین میشود.
نوزاد متولد شده ویژگیهای ژنتیکی پدر و مادر خود را به ارث میبرد و وظایف و تکالیف زوجین و طفل متولد شده از لحاظ نگهداری، تربیت، نفقه و احترام، مانند وظایف و تکالیف اولاد و پدر و مادر است.
ارث طفل ناشی از رحم اجاره ای
طبق ماده ۸۶۱ قانون مدنی، ارث یک فرد به دو امر، یعنی نسب و سبب بستگی دارد. این ماده بیان میدارد که طفلی که نسب مشروع دارد، میتواند از اقوام و از وی نیز ارث برده و به شرط وقوع موجبات ارث است.
ماده ۸۷۵ قانون مدنی نیز شرایطی را برای وراثت بیان میکند که در صورت فوت مورث، وارث باید زنده باشد و اگر حاملگی وجود داشته باشد، نطفه او باید در حین فوت منعقد شده باشد و طفل هم باید زنده به دنیا آمده باشد، حتی اگر فورا پس از تولد فوت کند.
از آنجایی که طفلی که از رحم اجارهای متولد میشود، متعلق به زوجین اهداکننده است، او نیز ارث از این زوجین میبرد، طبق شرایط ماده ۸۷۵.


یک پاسخ
سلام واحترام
مقاله ی بسیار مفید و کاملی بود