اعاده دادرسی بر حکم قطعی
اعاده دادرسی یکی از راههایی است که افراد میتوانند از آن برای اعتراض به رای دادگاههای حقوقی و کیفری استفاده کنند.
این اقدام به آنها امکان میدهد تا در صورت مشاهده اشکالات یا ایراداتی در روند دادرسی یا ارائه دلایل و مدارک جدید، درخواست اعاده دادرسی را ارائه کنند.
این روند به آنها فرصت میدهد تا مجدداً دیدگاه خود را در مورد پرونده ارائه کرده و به دادگاه مجدداً موضوع را بررسی کنند.
انواع اعاده دادرسی
انواع اعاده دادرسی را میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
اعاده دادرسی در خصوص آرای حقوقی
این نوع اعاده دادرسی مربوط به دعاوی و مسائل حقوقی است که در دادگاهها صادر میشود، مانند امور مالی، تنازعات ملکی و قراردادها.
اعاده دادرسی در خصوص آرای کیفری
در این حالت، اعاده دادرسی مرتبط با رایهای صادره از دادگاههای کیفری برای پروندههای جنایی است. این اقدام ممکن است به دلیل اشکالات در روند دادرسی، اثبات بیگناهی یا تغییرات در مدارک و شواهد صورت گیرد.
اعاده دادرسی خاص
این نوع اعاده دادرسی به معنای اعاده بررسی تمامی آرا، چه حقوقی و چه کیفری، مربوط به یک پرونده است. به عبارت دیگر، در این نوع اعاده دادرسی، تمامی موارد و مسائل مجدداً بررسی میشوند و امکان ارائه دلایل و مدارک جدید نیز وجود دارد.
اعاده دادرسی در دعاوی حقوقی
برای بررسی کامل موضوع اعاده دادرسی در دعاوی حقوقی، ابتدا باید به دلایلی که حکم را قابل اعاده دادرسی مینماید، توجه کرد.
این دلایل ممکن است شامل اشکالات در روند دادرسی، ارائه مدارک و ادله جدید، یا مشاهده اشکالات قانونی و موضوعی در حکم باشد.
در مرحله دوم، باید مهلت اعاده دادرسی را بررسی کرد. مهلت اعاده دادرسی به تعیینات قانونی و شرایط خاص هر پرونده بستگی دارد.
افراد در مراحل مختلف دعوای حقوقی به مراجع مختلفی برای انجام اعاده دادرسی مراجعه میکنند، بنابراین مهلتها میتواند متفاوت باشد.
در نهایت، نحوه انجام اعاده دادرسی نسبت به حکمهای قطعی حقوقی بسیار حیاتی است. این شامل مراحل اجرایی و متناسب با مفاد و شرایط قانونی پرونده است.
برای اطمینان از انجام صحیح این مراحل، مشاوره حقوقی ممکن است لازم باشد.
با تماس با گروه وکلای ناب با بهترین وکیل اعاده دادرسی بر حکم قطعی در تهران مشاوره نمایید.
021-66435446 و 66431347-021 و 09120717639
بر مبنای چه دلایلی، یک حکم قابل اعاده دادرسی بر حکم قطعی می شود؟
ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی ۷ مورد را برای اعاده دادرسی بر حکم قطعی در نظر گرفته است. این موارد عبارتند از:
اشتباه در اسم و ویژگی فرد یا اشتباه در نام جریمه یا اشتباه در تعیین موضوع دعوا یا اشتباه در تشخیص ماهیت حقوقی موضوع دعوا.
خلاف شرع بودن حکم.
پیدا شدن مدرک یا شواهد جدیدی که در صورتی که قبلاً موجود بوده باشند موجب ثبوت بیگناهی یا عدم تقصیر خواهند بود.
کشف اسناد و مدارک جدید که موضوع دادخواست بوده و از اطلاع دادگاه پنهان نبوده و یا این که مدارکی هستند که از سوی متقاضی نشده است.
پیدا شدن تضاد در مفاد یک حکم یا صدور احکام متضاد. وجود تضاد در مفاد حکم، یعنی صدور حکمی که از یک سو به محکومیت و از سوی دیگر به رد دعوا منتهی شده، میتواند از جمله دلایل قابل قبول برای اعاده دادرسی باشد.
اگر حکم دادگاه دارای تضاد در مفاد باشد، این امر نشان میدهد که دادگاه ممکن است در بررسی و صدور حکم، به اصول یا مواد متضادی استناد کرده باشد که این موضوع میتواند به اعاده دادرسی اعتراض کنید.
پیدا شدن حیله و تقلب طرف دعوی در حکم دادگاه.
پیدا شدن اثبات جعلیت مستند حکم یا اثبات اصالت سند.
این ۷ مورد به صورت حصری تعیین شدهاند و تنها در صورت وجود هر یک از این موارد، امکان اعاده دادرسی بر حکم قطعی وجود دارد.
اگر موضوع حکم، مورد ادعای خواهان نباشد چه می شود؟
در این حالت، حکم صادر شده در دادگاه برای پرداخت صد میلیون تومان به عنوان خسارت تاخیر تادیه، موضوع اصلی دعوا نبوده و از جمله مواردی است که طرف مقابل در دادخواست خود ذکر نکرده بوده است.
این موضوع به عنوان یک حکم جداگانه در حکم دادگاه ذکر شده است. اگر این حکم موضوع اصلی دعوا نباشد و از پیش نپیش برای ادعای خواهان ذکر نشده باشد، میتوان از این مورد برای اعاده دادرسی بر حکم قطعی استفاده کرد.
اگر حکم به میزان بیش از خواسته صادر شده باشد چه می شود؟
در این موضوع، اگر حکم دادگاه به میزان ۱۵۰ میلیون تومان صادر شده باشد در حالی که خواسته اولیه خواهان ۱۰۰ میلیون تومان بوده است، امکان اعاده دادرسی بر حکم قطعی وجود دارد.
این موضوع به عنوان یک اختلاف میان مبلغ خواسته و مبلغ حکم، میتواند به عنوان یکی از مواردی که قابل اعاده دادرسی است، در نظر گرفته شود.
اما اگر خواهان در جریان دادرسی اقدام به افزایش خواسته کند و این افزایش پس از پایان جلسه اول رسیدگی باشد، دادگاه نمیتواند به آن توجه کند و حکم صادر شده بیشتر از خواسته خواهد بود.
تضاد حکم صادره با حکم دیگر
حکم صادره با حکم دیگری در خصوص همان دعوا و اصحاب آن که قبلا توسط همان دادگاه صادر شده است، متضاد باشد بدون آن که سبب قانونی موجب این مغایرت باشد:
برای استفاده از این جهت ۵ شرط لازم است:
شرط نخست
در هر دو حکم موضوع دعوا یکی باشد؛ یعنی اگر در حکم اول موضوع دعوا مطالبه وجه سفته شماره ۱۲ بوده در حکم دوم نیز همین باشد.
شرط دو
اصحاب دعوا در هر دو حکم یکی باشد؛ یعنی اگر در حکم اول خواهان حسن ولی پور و خوانده محمد باقری است در حکم دوم نیز همین باشد.
شرط سه
دادگاه صادر کننده هر دو حکم یکی باشد؛ یعنی اگر حکم اول توسط دادگاه عمومی حقوقی کرج صادر شده، حکم دوم هم توسط همین دادگاه صادر شده باشد.
در این جا ذکر این نکته حائز اهمیت است که شعب متعدد دادگاه یک شهر یک دادگاه محسوب می شوند. بنابراین شعبه ۱ دادگاه عمومی حقوقی کرج و شعبه ۱۰ دادگاه عمومی حقوقی کرج یک دادگاه هستند.
یا شعبه ۱۸ دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهید بهشتی تهران و شعبه ۱۱۰ دادگاه عمومی حقوقی مجتمع عدالت تهران یک دادگاه محسوب می شوند.
شرط چهار
شرط چهار: دوم حکم با یکدیگر معارض باشند؛ یعنی اگر در حکم اول دعوای خواهان با موضوع مطالبه وجه سفته شماره ۱۲ رد شده است در حکم دوم دعوای خواهان با همین موضوع پذیرفته شده باشد.
شرط پنج
هر دو حکم قطعی باشند؛ پس اگر حکم اول قطعی و حکم دوم غیر قطعی باشد، قابل اعاده دادرسی بر حکم قطعی نیست و شخص می تواند نسبت به حکم دوم تجدیدنظرخواهی نماید.
برای مثال، فرض کنید شخصی دعوایی با موضوع مطالبه وجه سفته شماره ۱۲ علیه شما طرح و دعوا به شعبه ۱۸ مجتمع بهشتی تهران ارجاع شده و این شعبه حکم به رد دعوا صادر نموده.
اما شخص مجدد دعوا خویش را در شعبه ۱۱۰ مجتمع عدالت مطرح و حکم به محکومیت شما اخذ می نماید و هر دو حکم قطعی می شوند.
در این صورت شما می توانید نسبت به حکم دوم اعاده دادرسی نمایید.
وکلای با تجربه ما در گروه وکلای ناب با داشتن رزومه ای درخشان و صدها پرونده موفق آماده ارائه مشاوره به عنوان بهترین وکیل حقوقی تهران به شما می باشند.
021-66435446 و 66431347-021 و 09120717639
نکات حیله و تقلب
این نکات مهم در خصوص حیله و تقلب در اعاده دادرسی بر حکم قطعی اهمیت دارند:
حیله و تقلب باید توسط طرف مقابل شما انجام شود و نه توسط شخص ثالث بدون اطلاع طرف مقابل. در صورتی که توسط شخص ثالث بدون اطلاع طرف مقابل انجام شود، از این جهت برای اعاده دادرسی بر حکم قطعی استفاده نمیشود.
صرف دروغ گفتن طرف مقابل حیله و تقلب نیست؛ بلکه باید یک عمل متقلبانه انجام شود که تأثیر مستقیم بر حکم دادگاه داشته باشد.
این حیله و تقلب باید در حکم دادگاه موثر باشد؛ به عبارت دیگر، اگر دادگاه بدون این حیله و تقلب همان حکم را صادر کرده بود، از این جهت برای اعاده دادرسی بر حکم قطعی استفاده نمیشود.
برای استفاده از این جهت، ابتدا باید حکم نهایی که شامل حیله و تقلب است، اثبات شود؛ به این معنی که حکمی که علاوه بر این که قطعی شده یا مهلت فرجام خواهی در دیوان عالی کشور ندارد، توسط دیوان عالی کشور تایید شده باشد.
استناد به اسناد جعلی در اعاده دادرسی بر حکم قطعی
در این حالت، اعاده دادرسی امکانپذیر است. اگر حکم دادگاه بر مبنای اسنادی صادر شده باشد که پس از صدور حکم به عنوان جعلی شناخته شده باشند، این امر میتواند اساسی برای اعاده دادرسی بر حکم قطعی باشد.
اعاده دادرسی در اینجا به عنوان یک راه برای بازنگری و تصحیح اشتباهات قضایی و اصلاح حکم اشتباه صادر شده در دادگاه انجام میشود.
اسناد و مدارک جدید در اعاده دادرسی بر حکم قطعی
در این صورت، درخواست اعاده دادرسی ممکن است مطرح شود.
اگر اسناد و مدارک جدید به دست آمده باشند که ممکن است به اثبات بیگناهی یا تقصیری نکردن محکوم یا به واقعه جدیدی اشاره کنند که در جریان دادرسی مکتوم بوده و در دسترس درخواست کننده نبوده است.
این موارد میتوانند اساسی برای اعاده دادرسی باشند. این اسناد و مدارک باید به گونهای باشند که از زمان صدور حکم تا کنون به دست نیامدهاند و نشان دهنده نقض یا اشتباه در حکم صادره باشند.
برای این منظور، چهار شرط لازم و ضروری است:
اسناد و مدارک بعد از صدور حکم قطعی یا قطعی شدن حکم به دست آیند
اسناد و مدارک باید بعد از صدور حکم قطعی یا قطعی شدن حکم به دست آمده باشند.
اگر این اسناد و مدارک قبل از صدور رای قطعی یا قطعی شدن رای به دست آمده باشند و شخص آنها را به دادگاه ارائه ننماید، پس از صدور رای قطعی یا قطعی شدن رای، این اسناد و مدارک نمیتوانند دلیل بر اعاده دادرسی بر حکم قطعی باشند.
اسناد و مدارک به دست آمده دلیل حقانیت درخواست کننده اعاده دادرسی باشد
در این حالت، اسناد و مدارک جدید مانند رسیدی که شخص دعوا کننده پس از صدور حکم به دست آورده است، میتوانند دلیل حقانیت درخواست کننده اعاده دادرسی باشند.
این مدرک جدید، در مرحله اعاده دادرسی به عنوان دلیل جدیدی برای حقانیت درخواست کننده مورد بررسی قرار میگیرد و ممکن است بر اساس آن، دادگاه به تغییر حکم پیشین خود بپردازد.
مکتوم بودن سند
در این حالت، اگر رسید به دست آمده پس از طرح دعوا تنظیم شده یا خواهان مدعی شود که رسید را از میان اسناد خود جدیدا یافته است، این اسناد به عنوان دلیل جدید برای اعاده دادرسی بر حکم قطعی مورد قبول قرار نمیگیرند.
اسناد و مدارک باید در دسترس خواهان باشند و اگر این رسید در اختیار وی نبوده باشد، اعاده دادرسی ممکن نخواهد بود.
عدم دسترسی خواهان به اسناد و مدارک
برای اثبات عدم دسترسی خواهان به اسناد و مدارک، نیاز به ادله و شواهد مستندی داریم که این موضوع را تأیید کنند.
این ادله میتواند شامل صورتهای جلسه کلانتری، شکایتهای ثبت شده، صورتهای جلسه استرداد اموال به خواهان یا رایهای دادگاه کیفری باشد.
این اسناد و شواهد مستند میتوانند به دادگاه ارائه شوند تا عدم دسترسی خواهان به اسناد و مدارک را تأیید کنند و به این ترتیب، مبنای قانونی برای اعاده دادرسی بر حکم قطعی فراهم شود.
مهلت اعاده دادرسی بر حکم قطعی
مهلت اعاده دادرسی برای افراد مقیم در ایران بیست روز و برای افراد مقیم خارج از کشور دو ماه است.
اما ابتدای این مهلت برای موارد مختلفی متفاوت است. برای جهات اول، دوم و سوم، مهلت اعاده دادرسی از تاریخ ابلاغ رای قطعی یا قطعیت رای آغاز میشود.
در صورتی که تجدیدنظرخواهی شود، مهلت اعاده دادرسی از تاریخ ابلاغ رای دادگاه تجدیدنظر آغاز میشود؛
اما اگر تجدیدنظرخواهی نشود، مهلت اعاده دادرسی از پایان مهلت تجدیدنظرخواهی شروع میشود.
گروه وکلای ناب با سالها تجربه در امر حل پرونده های مختلف اعاده دادرسی بر حکم قطع آماده ارائه خدمات مشاوره به شما می باشد.




